زندگی
زندگی چیدن سیبی است که باید چید و رفت
زندگی تکرار پاییز است که باید دید و رفت
زندگی رودی است جاری هر که آمد
کوزه ای شادمان پر کرد و مشتی آب نوشید و رفت
قاصدک، این کولی خانه بدوش روزگار
کوچه گردیهای خود را زندگی نامید و رفت . . .
+ نوشته شده در جمعه پنجم آبان ۱۳۹۶ساعت 19:34 توسط حمید |
برچسب:
نویسنده: نیکی صفری
برچسب:
نویسنده: نیکی صفری
تبسم را نه می توانیم بخریم، نه می توانیم قرض کنیم
فقط مى توانیم هدیه بدهیم
میسپارمت به لبخند ها...
در مسیر باد بمان تا بوى مهربانیت تسخیر کند این شهر پر از بیهودگى را...
لبخند بزن دوست من
تنور دلت گرم...
برچسب:
نویسنده: نیکی صفری